تست اتصال کوتاه کلیدهای قدرت و ابهام در واقعی بودن آنها!

این پست در پاسخ سوال یکی از همکاران با مضمون زیر تهیه شده است :

“یکی از سازندگان اظهار داشته که در تست اتصال کوتاه کلید قدرت آنها (تحت نمایندگی آنها) از منبع جریان استفاده شده است. آیا این تست قابل قبول است؟”

CB test

به طور کلی، تستهای اتصال کوتاه کلید قدرت (تستهای ۴ گانه مرکب از قطع اتصال کوتاه، وصل اتصال کوتاه، تحمل زمانی اتصال کوتاه و ترتیب کلیدزنی) به دو شکل کلی مستقیم و غیر مستقیم قابل انجام است. تستهای مستقیم  که تستهای نوع مخرب است، از طریق انجام تستها تحت ولتاژ نامی کلید و جریان اتصال کوتاه نامی آن صورت می گیرد. برای انجام این تستها یا آزمایشگاه از سیستم قدرت واقعی به عنوان منبع  تست استفاده می کند (که معمولا تحت شرایط خاصی مجاز و قابل انجام است) و یا باید ازا ژنراتورهای سنکرون بزرگ استفاده شود. از آنجا که انجام تستهای واقعی با جریانها و ولتاژهای واقعی اتصال کوتاه نه اقتصادی است و نه امکان پذیر، برای تست کلیهای با قدرت بالا از آزمونهای غیر مستقیم استفاده می شود. این تستها به ۲ گروه کلی تست یونیت و تست با مدار سینتتیک تقسیم می شوند تستهای یونیت دارای یک ایراد اساسی هستند که امکان تطبیق نتایج آنها با حالت واقعی را دشوار می کند. اما تستهای با مدار سنتتیک که خود به ۴ گروه تفسیم می شوند از دقت قابل قبولی برخوردار بوده و توسط استاندارد مورد پذیرش قرار گرفته اند. هر چند ۴ نوع آزمون مدارات سینتتیک دارای تفاوتهای اندکی با هم هستند، لیکن همگی از یک  منبع جریان برای تامین جریان اتصال کوتاه و از یک خازن برای شبیه سازی ولتاژ بازگشتی مدار می باشند (هر چند دو تا از آنها منبع ولتاژ و دو تا منبع جریان نامیده شده اند).

در مهمترین و متداولترین آزمون، که به آزمون آلمانی معروف بوده و در آزمایشگاه های اروپای غربی و آمریکایی انجام می شود و آزمون منبع جریان با مدار ولتاژ موازی نامیده می شود، کلید در معرص جریان اتصال کوتاه تولید شده از یک منبع جریان قرار می گیرد که ولتاژ نامی این منبع کسری ار ولتاژ واقعی کلید قدرت است. در عوض قبل از آنکه کلید جریان در هنگام عبور از صفرش قطع کند، یک خازن  با ولتاژ نامی (خازن سه فاز موازی شده با پلهای کلید) به دوسر کلید متصل ودر آن تخلیه می شود تا شبیه سازی کننده ولتاژ بازگشتی دو سر آن باشد. بدین ترتیب، با استفاده از دو منبع مختلف ولتاژ و جریان، قدرت مورد نیاز آزمایشگاه های تست کلیدهای قدرت به یک پنجم فدرت لازم برای تستهای مستقیم کاهش می یابد.

شایان ذکر است که بیشترین قدرت تست مستقیم (واقعی) کلیدهای قدرت مربوط به آزمایشگا Kema در هلند است که قدرت تست نامی آن حدود ۸۰۰۰ مگاولت آمپر (۱۴۵ کیلوولت و ۳۱/۵ کیلو آمپر) می باشد در حالی که برای تستهای مورد نیاز شبکه هایی با بیشترین ولتاژ نامی ۱۲۰۰ کیلوولت و بیشترین جریان اتصال کوتاه ۱۲۰ کیلوآمپر (مشخصات سیستم قدرت ایالات متحده آمریکا) ناکافی می باشد


یک قانون جدید

کلا از این آقای “نورث کوت پارکینسون” خیلی خوشم آمده است؛ چون قوانین خیلی زیبایی وضع کرده است. آخرین قانونی که از او یاد گرفتم این است : “انجام هر کاری همانقدر زمان می برد که بدان تخصیص می دهید”. یعنی یک کار را که به نظر  یک سال زمان می برد می توان یک ماهه انجام داد و یا برعکس. این یعنی که ذهنیت و قضاوت ما در مورد حجم یک کار باعث می شود که زمان انجام آن کوتاه  یا طولانی شود …


روغنهای اتصال الکتریکی، حلقه مفقوده در بهره برداری سیستمهای قدرت

چندین سال پیش، فرصتی طلایی برای من پیش آمد تا مدت کوتاهی با شرکت زیمنس همکاری کنم. در آن زمان، به پیشنهاد رییسم که انسانی بسیار فرهیخته و دانشمند بود، هفته ای یکبار همراه با اکیپی به سرپرستی یک تکنسین مجرب عازم پروزه هایی می شدم که برای اهداف مختلفی به پستهای برق مراجعه می کردند . یکی از نکات بسیار مهمی که در طی حضورم در پستهای برق مختلف مشاهده می کردم آن بود که همه اکیپهای تکنسینی قوطی ها و اسپریهای حاوی روغنهای مخصوصی را با خود حمل می کردند که جایگاه ویژه ای در قفسه بندیهای ابزارها داشت. تکنسینهای مختلف، در هنگام کار بر روی اتصالات الکتریکی مختلف اعم از اتصالات الکترونیکی تجهیزات حفاطتی، کنترلی و اندازه گیری و اتصالات قدرت (مثل اتصال سرکابل به شینه) از این روغنها و اسپریها (کنتاکت شورها) استفاده می کردند.

در یکی از روزها و در هنگام صرف ناهار، از رییسم در مورد کاربرد این روغنها، گریسها و اسپریهای متنوع سوال کردم و وی با تعجب از من پرسید : مگر شما از این روغنهای جادویی استفاده نمی کنید؟! استفاده از واژه جادویی از سوی رییسم که بسیار واقعگرا بود این پرسش را در ذهنم برانگیخت که چرا این روغنها جادویی هستند. از آن زمان به بعد مطالعات زیادی بر روی روغنهای اتصال الکتریکی انجام دادم و به یقین رسیدم که این روغنها ابزاری بسیار مهم برای بهره برداران سیستمهای قدرت محسوب می شوند. برای اینکه عملکرد روغنهای اتصال الکتریکی را توضیح دهم مجبورم تا از آنالوژی آن با قوانین فیزیک بهره بگیرم. همه ما می دانیم که قوانین فیزیک در بعد میکروسکوپی و کوانتومی (که مکانیک آماری نامیده می شود)، با قوانین حاکم بر حوزه ماکروسکوپیک که مکانیک کلاسیک نامیده می شود (مثل قوانین نیوتن) متفاوتند. روغنهای اتصال هم رفتار کاملا مشابهی دارند. بدین ترتیب که وقتی در لایه ها و ضخامتهای خیلی نازک  (در ابعاد میکرومتر) مورد استفاده قرار می گیرند، به جای رفتار عایقی، از خود رفتار نیمه هادی نشان می دهند. فیزیک حاکم بر این لایه های نازک فیزیک خاصی است که Thin Layer Physics نامیده می شود. بدین ترتیب، روغنهای اتصال لایه نازک، باعث افزایش سطح واقعی اتصالات الکتریکی (که در حالت عادی خیلی کمتر از سطح ظاهری یا مشاهده شده اتصال است) شده و بدین ترتیب مقاومت الکتریکی اتصالات را کاهش و قابلیت اطمینان آنها را افزایش می دهند. بدیهی است که  با توجه به تعداد زیاد اتصالات الکتریکی، یکی از بدیهی ترین  و ملموسترین نتایج حاصله از بکارگیری روغنهای اتصال ، کاهش تلفات خواهد بود (البته مزایای حاصله ابعاد متعدد و متنوعی دارد که  تلفات یکی از آنهاست). به این ترتیب، کاهش تلفاتی که از روغنکاری اتصالات الکتریکی و با صرف هزینه ای بسیار اندک حاصل خواهد شد، ممکن است بسیار بیشتر از کاهش تلفات حاصله از پروژه های پر هزینه ای باشد که هم اکنون در صنعت برق کشور پیگیری می شوند.

این مقدمه برای آن بود که  در پستهای بعدی مباحث فنی در خصوص روغنهای اتصال را در پیش بگیرم، زیرا علیرغم سادگی ظاهری موضوع، انتخاب روغن اتصال مناسب موضوعی بسیار پیچیده و چند بعدی است ….

 فرهاد یزدی

Electrical Contacts


کتاب آموزش SimPowerSystem در MATLAB

SymPowerSys

 

کتابی که لینک دانلود آن در زیر گذاشته شده است، تنها کتاب لاتینی است که به طور تخصصی به آموزش SymPowerSystem پرداخته است.

دانلود SimPowerSys E-book

همچنین فایلهای شبیه سازی استفاده شده در این کتاب در آدرس زیر قابل دانلود است.

دانلود فایلهای شبیه سازی Simulation Models


چرا سطح اتصال کوتاه ترانسفورماتور با افزایش ظرفیت آن افزایش می یابد؟

UK

پرسش : ظرفیت ترانسفورماتور چه ارتباطی با سطح اتصال کوتاه آن دارد؟ مگر UK% یا همان امپدانس درصد ترانسفورماتور نیست که جریان اتصال کوتاه را تعیین می کند؟

پاسخ :برای پاسخ به این سوال بهتر است که از قسمت دوم آن شروع کرد. UK% در واقع ولتاژ درصد ترانسفورماتور است که در آزمایش اتصال کوتاه ترانسفورماتور تعیین می شود. در این آزمایش، معمولاً سیم پیج فشار ضعیف ترانسفورماتور اتصال کوتاه شده و ولتاژ اولیه به تدریج بالا برده می شود تا جریات سیم پیچها برابر جریان نامی (یا یک پریونیت در سیستم پریونیت) شود (اینکه کدام سیم پیچ به منبع ولتاژ متغیر (واریاک) متصل شده و کدام اتصال کوتاه شود در نتایج تغییری ایجاد نمی کند؛ ولی محدودیت جریان واریاک در حالت اعمال ولتاژ به سیم پیچ فشار قوی مشکل ساز نخواهد شد) . مقدار ولتاژ اعمالی بر حسب درصد، ولتاژ درصد نامیده می شود. با این حال چون جریان سیم پیچها برابر ۱ پریونیت است، این ولتاژ برابر امپدانس هم خواهد شد. در نتیجه، در این آزمایش، مقدار امپدانس درصد ترانسفورماتور بر اساس مقادیر پایه (Base) خود ترانسفورماتور حاصل می شود.

به عبارت دیگر،  UK% =100* Z/ZBase . با بازنویسی این عبارت Z=(UK%*ZBase)/100 حاصل می شود. از طرف دیگر، ZBase=(VBasee^2)/SBase است. یعنی، هر چه Sbase یا همان ظرفیت نامی ترانسفورماتور بزرگتر باشد، Zbase کوچکتر شده و در نتیجه مقدار Z یا امپدانس واقعی ترانسفورماتور (که از رابطه دوم محاسبه می شود) کمتر خواهد شد. بنابراین، امپدانس مسیر اتصال کوتاه هم کاهش یافته و لذا سطح (جریان و قدرت) اتصال کوتاه بیشتر می شود.

بنابراین اگر UK% دو ترانسفورماتور یکی باشد، آن ترانسفورماتوری که ظرفیت بزرگتری دارد سطح اتصال کوتاه بیشتری خواهد داشت. در کشور ما ترانسفورماتورهای با ظرفیت ۲۰۰ کیلوولت آمپر و کمتر با ۴=UK% و ترانسفورماتورهای با ظرفیت بالاتر با ۶=UK% ساخته می شوند. اگر دو ترانسفورماتور دارای ظرفیت یکسانی باشند، آن یک کهUK% بیشتری دارد سطح اتصال کوتاه کمتری خواهد داشت. بسیاری از شرکتهای برق جهان، UK% مورد نیاز خود را  برای سازنده ترانسفورماتور مشخص می کنند، زیرا این پارامتر یکی از ابزارهای شرکتهای برق برای کنترل سطح اتصال کوتاه / افت ولتاژ است. لذا، بسته به شرایط مورد نیاز (کاهش سطح اتصال کوتاه در فیدرهای کوتاه یا بهبود پروفیل ولتاژ در فیدرهای طولانی) مورد استفاده قرار می گیرد.

تغییر سطح اتصال کوتاه با افزایش ظرفیت ترانسفورماتورها یکی از راهکارهای بهبود کیفیت توان نیز محسوب می شود؛ زیرا در استانداردهای مختلف، میزان سطوح مجاز اختلالاتی مثل هارمونیک جریان، با افزایش سطح اتصال کوتاه افزایش می یابد.


چرا برای زمین کردن ترانسفورماتورهای توزیع باید از دو ارت جداگانه استفاده نمود؟

gro

سوال فوق را یکی از پیمانکاران مطرح نموده است و شاید سوال افراد دیگری هم باشد.

پاسخ : این دو ارت که توسط دو چاه ارت با فاصله (معمولاً حداقل ۱۰ متر) از هم احداث می شوند مربوط به MV و LV ترانسفورماتور هستند. ارت MV به بدنه ترانسفورماتور و زمین برقگیرهای ترانسفورماتور متصل می شود. با توجه به این که اتصال برقگیرها ستاره بوده و در سمت MV ترانسفورماتور وصل می شوند، این ارت، ارت MV نامیده میشود (وگرنه سیم پیچ اولیه ترانسفورماتور مثلث بوده و فاقد اتصال زمین است). ارت دوم هم به نقطه صفر سیم پیچ ثانویه (بااتصال ستاره) متصل شده وشینه نول را ایجاد می کند.

در صورتی که این دو ارت به هم متصل شوند، بروز اتصالی سیم پیچ فشار متوسط به هسته ترانسفورماتور باعث افزایش ولتاژ سیم نول در ثانویه می شود. مقدار این ولتاژ بستگی به مقاومت زمین پست فوق توزیع، مقاومت زمین ترانسفورماتور و مقاومت خط و ترانسفورماتور دارد که معمولا از دو تای آخر صرفنظر میشود. این ولتاژ بر اساس مشخصه های پستهای فوق توزیع کشور ما و با فرض مقاومت اتصال زمین ۱ اهم در محل ترانسفورماتور توزیع ، حدود ۲۴۰ ولت خواهد شد. بنابراین، ولتاژ نول در سمت فشار ضعیف جابجا شده و ولتاژهای فازی دچار نوسان و اضافه ولتاژ خواهند شد.

به لحاظ ایمنی نیز چون سیستم توزیع برق کشور TNC-S است، برقدار شدن بدنه های فلزی تجهیزات الکتریکی ارت شده در سمت مشترکین نیز منشاء خطر برق گرفتگی خواهد شد.

با اینحال، در مراکز صنعتی که امکان همبندی ارتهای مختلف و بدنه های فلزی مثل فونداسیون ساختمانها و … برای رسیدن به مقاومتهای خیلی پایین (کمتر از نیم اهم) وجود دارد، میتوان ارتهای شبکه MV و LV و … را هم با یکدیگر همبندی نمود. این کار موجب ارتقای وضعیت کیفیت توان در سمت مصرف نیز خواهد شد.


بررسی شش ولتاژ خطرناک در پستها

Basic-electric-shock-situations

 

الف : افزایش ولتاژ نقطه زمین در محل وقوع اتصال کوتاه یا Ground Potential Rise : یکی از پارامترهای کلیدی در بحث سیستمهای اتصال زمین است. به طور خلاصه، در هنگام وقوع اتصال کوتاه، بسته به میزان جریان اتصال کوتاه و مقاومت اتصال زمین، ولتاژ نقطه زمین شده (که جریان اتصال کوتاه از آن عبور می کند) افزایش می یابد. بدیهی است که پتانسیل این نقطه را نمی توان همان پتانسیل رفرنس یا زمین فرض کرد. به همین منظور، معمولاً در بحث مطالعات سیستمهای زمین، نقطه رفرنس ولتاژ صفر، زمین دور یا Remote Earth نامیده میشود. در شکل فوق ،remote Earth که ولتاژ آن صفر فرض شده است باشماره  ۱نشان داده شده است.

ب- ولتاژ تماس فلز به فلز یا Metal-to-Metal Touch Voltage : این ولتاژ در شکل فوق با Emm نشان داده شده است. همانطورکه ملاحظه می شود، شخصی دو بدنه فلزی را لمس نموده است. ولتاژ تماس فلز به فلز، ولتاژ ایجاد شده بین انگشتان دو دست شخص خواهد بود. بدنه اول در نقطه ۲ زمین شده و پسیو است (مثل فنس فلزی پستها که احتمال عبور جریان اتصال کوتاه از آن وجود ندارد) و بدنه دوم (نقطه ۳) که محل عبور جریان اتصال کوتاه بوده و یک بدنه اکتیو است. ولتاژ فوق برابر اختلاف پروفیل ولتاژ سطح زمین در نقاط ۲ و ۳ خواهد بود. بدیهی است که ولتاژ تماس فلز به فلز  را می توان بین هر دو نوع بدنه اکتیو  یا پسیو بررسی نمود.

پ- ولتاژ گام یا Step Voltage : ولتاژ بین دو پای شخص است. در حالت نرمال، فاصله دو پایک متر فرض می شود. در شکل فوق، این ولتاژ برابر اختلاف ولتاژ نقاط ۴ و ۵ بوده و برابر Es می باشد.

ت- ولتاژ تماس یا Touch Voltage: اختلاف ولتاژ بین دست و پای شخص درشرایطی است که دست به بدنه برقدار وصل شده است.  درشکل فوق، ولتاژ تماس برابر اختلاف ولتاژ نقاط ۶ و ۷ است (محل عبور جریان اتصال کوتاه نقطه ۷ می باشد). این ولتاژ در پروفایل ولتاژ سطح زمین با Et نشان داده شده است.

ث- ولتاژ مش یا Mesh Voltage : حداکثر ولتاژ تماس در یک مش از شبکه زمین است. این ولتاژ وقتی حاصل می شود که شخص درنقطه حداقل پتانسیل سطحی زمین قرار گرفته، ولی به واسطه اتصال فلزی (مثل بدنه باسداکت) به محل وقوع اتصال کوتاه،در معرض GPR است.

ج- ولتاژ انتقالی یا Transfered Voltage : این ولتاژ نوعی ولتاژ تماس خاص است که در آن فاصله نقطه تماس تا محل پا، بواسطه وجود بدنه فلزی طولانی (مثل بدنه باسداکت یا بدنه تجهیزات GIS) افزایش یافته است. در بدترین حالت، که شخص در خارج محیط پست بدنه فلزی متصل به نقطه خطا (مثل فنسهای همبندی شده با زمین پست) را لمس کند، پا در ولتاژ مرجع (remote earth) قرار می گیرد و بیشترین ولتاژ ممکن بین دست و پای شخص ایجاد می شود (GPR~Etrrd).


زندگی در منتهای فساد و زوال

فیلسوفی هندی به نام زرتشت می گوید :  بهشت جایی است که در آن انسانهای نیک سرشت زندگی می کنند. مفهوم  این جمله را فقط وقتی متوجه می شوی که به سفری دور دست بروی. جایی که دسته بندی انسانها فراتر از ظالم، مظلوم و بی تفاوت باشد. جایی که کمتر اثری از کوخ و کمتر اثری از کاخ ببینی. شاید هم اشارات دینی به جدا نمودن روح انسانهای نیک و بد در بهشت و جهنم، همان تعبیر عذاب و پاداش باشد.

نگاهی عمیقتر به جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، خود وضعیت جهنم را بهتر مشخص خواهد نمود.

جهنم جایی است که بیشعوری اجتماعی به عادت و عرف مبدل شده است. موتور سوار داخل پیاده رو، عدم رعایت حقوق همسایه، فساد سیستماتیک و … مثالهایی واضح از چنین جامعه ای است. ساکنین جهنم، به مکاتب اخلاقی ارزشمند در تعلیم و تربیت کودکان پشت کرده و در نتیجه انتظار بهبود وضعیت در آینده را هم منتفی میسازند. شاید شما هم خانواده هایی را دیده باشید که با تفاوتی صد و هشتاد درجه ای نسبت به نسل گذشته خود، رفتاری نوین و  مبتنی بر بیشعوری اجتماعی را در تربیت کودکان خود در پیش گرفته اند. رفتاری که بر پایه آن، کودکان کاملا آزاد و بی بند و بار تربیت می شوند تا مثلا دچار عقده و حقارت نشوند.

در این بین ، موضوعاتی چون احترام به حقوق دیگران، در توهم این که مانع از اعتماد به نفس کودک شده و موجب شکل گیری عقده در وی خواهد شد، رنگ می بازد. درچنین جامعه ای، حقوق افراد (به دلیل از دست دادن مفهوم حقوق دیگران) دچار تضادهای بیشماری شده و در نتیجه موجب شتاب تخریب و زوال می گردد. در چنین جامعه ای، آمار جنایت افزایش یافته و امنیت اجتماع رو به زوال می نهد. در چنین جامعه ای، رانندگی در سطح خیابانها شما را یاد گله های گورخری خواهد انداخت که از دست صیاد می گریزند.  چنین جامعه ای حتی قابل قیاس با جنگل نیز نخواهد بود، زیرا هر آنکه بیشعورتر باشد حقوق دیگران را بیشتر پایمال خواهد نمود  (نه هر آنکه قویتر ….)

در جامعه مبتنی بر هرج و مرج، سیستم خروجیهای اندکی خواهد داشت و لذا به سرعت دچار فقر خواهد شد؛ زیرا تحرک بیشتر اجتماع، به هرج و مرج بیشتر می انجامد (و نه اقتصاد پویاتر).  در چنین جامعه ای ،انسانهای پاک سرشت ، به مرور تحمل خود برای زندگی در جامعه را از دست داده و منزوی خواهند شد (یا در بهترین حالت، به بهشت موعود خود مهاجرت خواهند نمود). نهایتا آن که، در چنین اجتماعی چگالی پلیدی هر روز افزایش خواهد یافت تا جامعه به منتهای فساد ، زوال و انهدام برسد.


دانلود اسلایدهای تکمیلی سمینار کیفیت توان – توزیع برق فارس

این فایل در پاسخ به سوالات شرکت کنندگان محترم در سمینار کیفیت توان در شرکت توزیع برق فارس تهیه گردیده و شامل عناوین زیر  است :

  • ابهام در تعریف توان رآکتیو و شکل گیری  تئوریهای توان و توان لحظه ای

  • Voltage Optimization و اثر بارهای مختلف

  • مقدمه ای بر فیلترهای هارمونیکی

لطفا فایل ارائه تکمیلی سمینار کیفیت توان را از لینک زیر دانلود فرمایید

 PQ- Shiraz-Complementary slides


نگاهی به خصوصی سازی صنعت برق کشور شیلی و مفهوم صنعت اقتصادی

یکی از سوالهای مزمن دیگری که چند وقت پیش پاسخ آن را یافتم این بود : چه ویژگی خاصی در کشور شیلی یا صنعت برق آن وجود دارد که باعث شده اولین خصوصی سازی صنعت برق جهان در این کشور اتفاق بیافتد. پاسخ این سوال در چندین حادثه تاریخی – اقتصادی که مقارن با هم رخ داده بودند نهفته بود!

صنعت برق شیلی در سال ۱۹۸۸ خصوصی شد – ویکی پدیا وضع قانونی در سال ۱۹۸۲ را آغاز خصوصی سازی صنعت برق شیلی تعیین نموده است-. تا آن زمان، صنعت برق شیلی کاملا به صنعت برق آرژانتین که دوران طلایی اقتصاد آن به سر آمده بود، وابسته بود. در این برهه زمانی، عمده نیروگاه های شیلی آبی بود و در فصول خشکسالی کاملا به برق تولیدی نیروگاه های گازی آرژانتین وابسته می شد. با این حال، وقوع بحران گاز در آرژانتین سبب شد که صادرات برق به شیلی متوقف شده و صنعت برق این کشور کاملا تخریب و ورشکسته شود.

همزمان با این سالها، رکود افتصاد کشورهای آسیای جنوبشرقی را فرا گرفت و چهار ببر آسیایی شامل کشورهای کره جنوبی، هنگ کنگ، سنگاپور  و تایوان دچار رکود اقتصادی شدیدی شدند. به همین دلیل، صاحبان سرمایه که بیشتر ساکن آمریکای شمالی بودند، به جستجوی شرایط بهتری برآمدند! بدین ترتیب توجه آنها به اقتصاد بکر و آماده سرمایه گذاری شیلی جلب شد. یکی از بخشهایی که بسیار مورد توجه قرار گرفت، صنعت برق این کشور بود که در آن زمان کاملا دولتی ، ورشکسته و آماده دگردیسی بود. بدین شکل، خصوصی سازی و فروش سهام دولتی در صنعت برق شیلی مسیری کاملا هموار و آسان یافت!

در طی ده سال، چندین پروژه برق آبی بزرگ در کشور شیلی احداث شد و  بیشتر نیروگاههای برق آرژانتین که در سرازیری سقوط  اقتصادی گرفتار آمده بودند، توسط شرکتهای شیلیایی خریداری شد. حالا شرایط برعکس شده بود. اینبار آرژانتین باید برق را در درون مرزهای خود از شرکتهای شیلیایی خریداری می کرد. در طی کمتر از یک دهه، تلفات انرژی سیستمهای انتقال و توزیع شیلی از سیزده و نیم درصد به پنج درصد رسید! همزمان، سونامی کاهش تلفات از شیلی به آرژانتین هم سرایت کرد و تلفات آن را در طی ۵ سال به نصف تقلیل داد!

حالا شرکتهای بزرگ تولید و انتقال شیلی، آمریکای جنوبی را عرصه تاخت و تاز خود قرار داده بودند. برای مثال، شرکت تولید و انتقال برق Endesa ، علاوه بر آنکه برق تعداد زیادی از شهرهای بزرگ شیلی، آرژانتین، کلمبیا و پرو را تامین می کرد، سهام خود را در بازار بورس نیویورک ارائه نموده بود و سود خالص خود را با تکیه بر حدود ۱۰۰۰ نفر پرسنل ، به بیش از ۲۵ میلیارد دلار در سال افزایش داده بود!

این تحول اقتصادی و تغییرات شگرف در بهبود سریع بازدهی صنعت برق به یک تغییر نگرش و سونامی تجدید ساختار در صنعت برق جهان منجر شد. اقتصاد دانان در سراسر جهان دولتها را تحت فشار قرار دادند تا موتور محرک صنعت برق و قوانین حاکم بر آن را تغییر دهند. شعار آنها این بود: مردم نباید هزینه ناکارآمدی صنعت برق و مدیران آن را بپردازند. بدین ترتیب قوانین کیرشهف به تدریج جای خود را به قوانین اقتصادی داد. حالا هر جا قوانین کیرشهف مطابق میل قوانین اقتصادی رفتار نمی کرد، جریان توان بلافاصله متوقف می شد! این مفهوم به زیبایی و در قالب معادلات ریاضی و ناتساویهای حاکم بر پخش بار بهینه -Optimal Power Flow- تبیین شد. فرآیندی که اقتصاددانانی که لیسانس خود را در رشته ریاضی گرفته بودند، در آن متخصص بودند.


  •  
     
  • RSS وبلاگ فرهاد یزدی

  • کلیه حقوق این سایت متعلق به فرهاد یزدی میباشد.