امروز پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵

مهمترين چالشهای شرکتهای توزیع

Untitled

ارزيابی شرايط شرکتهای توزیع برق نشان می دهد که این شرکتها برای بهبود وضعيت خود با چالهشای متعددی  مواجهند. با این وجود شاید بتوان سه چالش زیر را به عنوان مهمترین چالشهای موجود برشمرد :

الف – سرقت تجهيزات الکتريکی و هاديها : سيستمهای سنتی توزیع برق به منظور تامین دو هدف کمیت و کیفیت برق فعالیت می کنند. سرقت تجهيزات الکتريکی و هادیها جنبه های مختلفی از سيستمهای توزیع انرژی الکتریکی را تحت تاثیر قرار می دهد (برای مثال، قابلیت اطمينان، ايمنی و …)

افرایش میزان سرقت در سالهای اخیر باعث شده است تا فلسفه طراحی و بهره برداری شبکه های توزیع در بسیاری از شرکتهای توزيع برق، ناخودآگاه به سمت کاهش سرقت سوق داده شده و لذا دچار انحرافاتی از هدفهای فوق الذکر گردد. در نتیجه ، موارد متعددی از عدول از استانداردها، به بهانه کاهش سرقت، توجیه می شود. به عبارت ديگر، به جای حل مساله سرقت (حفاظت از شبکه)، تغییر در صورت مساله (کاهش جذابیت شبکه برای سرقت) در دستور کار شرکتهای توزيع قرار گرفته است. از آن میان می توان به کاربرد گسترده هادیهای آلومينيومی (به جای هاديهای مسی) در سیستمهای ارتینگ اشاره نمود. شايان ذکر است که استفاده از هاديهای آلومينيومی در سيستم ارتينگ به دلیل استحکام مکانیکی بسيار کمتر  و شدت خوردگی بسيار بالاتر آنها نسبت به هاديهای مسی (خوردگی گالوانيک بیشتر در داخل  زمين) در استاندارد های مختلف ممنوع شده است.

ب- تغییر ماهیت بارها : رشد سریع دانش بشر بویژه در حوزه الکترونيک قدرت باعث شده است که  ماهیت بارها  در طی یکدهه گذشته دچار تحول غیر قابل تصوری شود. برای مثال می توان به تغییر ماهیت بارهای سرمایشی و گرمایشی، ورود موتورهای دارای سیستم کنترل دور  (اینورتری)، تلويزيونهای جدید، لامپهای کم مصرف ، ال ای دی و … اشاره نمود.

بخصوص با ورود خودروهای الکتریکی و هایبريدی (در ایران فعلا بحث موتور سیکلتهای الکتریکی مطرح است) نظامهای سنتی برآورد بار، مدیریت سمت تقاضا و … دچار تغییرات زیادی خواهند شد. برای مثال، برای اولین بار موضوع تحرک بار یا Load Mobility وارد حوزه پيش بينی بار خواهد شد. انفعال در قبال تغییر ماهيت بارها باعث افزایش هزینه های بهره برداری، بروز پیری مصنوعی و زودرس در تجهیزات الکتريکی و  مشکلات متنوع ديگری برای شرکتهای توزیع برق خواهد شد.

پ- فقدان راهبرد در مدیریت تکنولوژی : فقدان راهبرد مدیریت تکنولوژی در شرکتهای توزیع باعث شده است تا دفاتر تحقیقات آنها به نوعی Match Maker (که وظیفه تعریف یا اجرای پروژه های فرمایشی، سفارشی، تکراری و بعضا تحميلی را دارد) مبدل شوند. مدیریت تکنولوژی بدین معنی است که یک شرکت توزیع بداند که در سالهای آینده و برای بهبود وضعیت کیفیت برق، کاهش هزینه های بهره برداری و ارتقای شاخصهای بهره وری و کیفیت به چه تکنولوژيهایی نياز دارد و در خصوص تامین آنها برنامه ریزی نمايد (در صورت عدم امکان خريد این تکنولوژیها از بازار ، آنها را از طریق تحقیقات بومی داخلی ايجاد نمايد).

نوشته‌های مرتبط