امروز پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵

نگاهی به خصوصی سازی صنعت برق کشور شیلی و مفهوم صنعت اقتصادی

يکی از سوالهای مزمن دیگری که چند وقت پیش پاسخ آن را یافتم این بود : چه ويژگی خاصی در کشور شیلی یا صنعت برق آن وجود دارد که باعث شده اولین خصوصی سازی صنعت برق جهان در این کشور اتفاق بیافتد. پاسخ این سوال در چندین حادثه تاریخی – اقتصادی که مقارن با هم رخ داده بودند نهفته بود!

صنعت برق شیلی در سال 1988 خصوصی شد – ویکی پدیا وضع قانونی در سال 1982 را آغاز خصوصی سازی صنعت برق شیلی تعیین نموده است-. تا آن زمان، صنعت برق شیلی کاملا به صنعت برق آرژانتين که دوران طلایی اقتصاد آن به سر آمده بود، وابسته بود. در اين برهه زمانی، عمده نيروگاه های شیلی آبی بود و در فصول خشکسالی کاملا به برق تولیدی نیروگاه های گازی آرژانتين وابسته می شد. با این حال، وقوع بحران گاز در آرژانتين سبب شد که صادرات برق به شیلی متوقف شده و صنعت برق این کشور کاملا تخريب و ورشکسته شود.

همزمان با این سالها، رکود افتصاد کشورهای آسیای جنوبشرقی را فرا گرفت و چهار ببر آسیایی شامل کشورهای کره جنوبی، هنگ کنگ، سنگاپور  و تایوان دچار رکود اقتصادی شديدی شدند. به همين دليل، صاحبان سرمایه که بيشتر ساکن آمريکای شمالی بودند، به جستجوی شرایط بهتری برآمدند! بدین ترتیب توجه آنها به اقتصاد بکر و آماده سرمایه گذاری شیلی جلب شد. يکی از بخشهایی که بسیار مورد توجه قرار گرفت، صنعت برق اين کشور بود که در آن زمان کاملا دولتی ، ورشکسته و آماده دگردیسی بود. بدین شکل، خصوصی سازی و فروش سهام دولتی در صنعت برق شیلی مسیری کاملا هموار و آسان یافت!

در طی ده سال، چندين پروژه برق آبی بزرگ در کشور شيلی احداث شد و  بیشتر نیروگاههای برق آرژانتين که در سرازیری سقوط  اقتصادی گرفتار آمده بودند، توسط شرکتهای شیلیایی خريداری شد. حالا شرایط برعکس شده بود. اينبار آرژانتين باید برق را در درون مرزهای خود از شرکتهای شیلیایی خریداری می کرد. در طی کمتر از يک دهه، تلفات انرژی سيستمهای انتقال و توزيع شيلی از سيزده و نيم درصد به پنج درصد رسيد! همزمان، سونامی کاهش تلفات از شيلی به آرژانتين هم سرايت کرد و تلفات آن را در طی 5 سال به نصف تقليل داد!

حالا شرکتهای بزرگ توليد و انتقال شیلی، آمريکای جنوبی را عرصه تاخت و تاز خود قرار داده بودند. برای مثال، شرکت توليد و انتقال برق Endesa ، علاوه بر آنکه برق تعداد زیادی از شهرهای بزرگ شیلی، آرژانتين، کلمبيا و پرو را تامین می کرد، سهام خود را در بازار بورس نيويورک ارائه نموده بود و سود خالص خود را با تکیه بر حدود 1000 نفر پرسنل ، به بيش از 25 ميليارد دلار در سال افزایش داده بود!

اين تحول اقتصادی و تغییرات شگرف در بهبود سريع بازدهی صنعت برق به يک تغییر نگرش و سونامی تجدید ساختار در صنعت برق جهان منجر شد. اقتصاد دانان در سراسر جهان دولتها را تحت فشار قرار دادند تا موتور محرک صنعت برق و قوانين حاکم بر آن را تغییر دهند. شعار آنها اين بود: مردم نباید هزینه ناکارآمدی صنعت برق و مدیران آن را بپردازند. بدین ترتیب قوانين کيرشهف به تدريج جای خود را به قوانين اقتصادی داد. حالا هر جا قوانين کيرشهف مطابق میل قوانين اقتصادی رفتار نمی کرد، جريان توان بلافاصله متوقف می شد! اين مفهوم به زيبايي و در قالب معادلات رياضی و ناتساويهای حاکم بر پخش بار بهينه -Optimal Power Flow- تبيين شد. فرآيندی که اقتصاددانانی که لیسانس خود را در رشته رياضی گرفته بودند، در آن متخصص بودند.

نوشته‌های مرتبط