هر چند مشکل بالا رفتن سهم انرژيهای نو در کشورهايي مثل اتريش ، آلمان و ايتاليا از سالها پيش منجر به وضع مقرراتی شده بود که فرکانس 50.2 هرتز ناميده می شد، اما مشکلات ناشی شده از پيش بينی ناپذيری و نقص سيستم کنترل انرژيهای نو باعث شد تا شبکه آلمان در 8 می 2016 با وضعيت خطرناکی مواجه شوند. در اين روز آفتابی و بادی در آلمان، توليد انرژيهای تجديد پذير در آلمان به بيشترين مقدار خود رسيد و تمامی نيروگاههای بزرگ به استثنای 6 نيروگاه هسته ای که به دلايل مسائل ايمنی توان آنها از حد معينی قابل کاهش نبود، از مدار خارج شدند. در اين روز سهم انرژيهای تجديد پذير از کل توليد به بيش از 90% رسيد و قيمتهای برق برای اولين بار در تاريخ جهان منفی شد. به عبارت ديگر به مشترکين به ازای مصرف انرژی پول هم پرداخت شد. ناتوانی شبکه در کنترل فرکانس و احتمال تريپ رله های فرکانسی نيروگاههای اتمی تا ساعاتی موجب وحشت در آلمان شده بود، به نحوی که تمامی رسانه ها مردم را دعوت به مصرف برق بيشتر می کردند.
يکی از مباحث مهم در تدوين استراتژی توسعه انرژيهای نو توجه به انتخاب سيستم کنترل مناسب برای آنهاست. سيستم کنترل مبدل تمامی مولدهای تجديد پذير بر مبنای حداکثر نمودن توان خروجی طراحی شده است تا بيشترين سود را برای توليدکنندگان برق به همراه داشته باشد. برای مثال ، مبدل نيروگاههای فتوولتاييک بر اساس آلگوريتم MPPT کار می کنند که يک کنترل جريانی برای توليد بيشترين توان خروجی است و توليد توان رآکتيو در اين مولدها صفر است. استفاده از چنين سيستمی در شرايطی مناسب است که سهم توليدی انرژيهای نو هميشه کمتر از 30 درصد کل توليد نيروگاههای کنترل پذير يا قابل Dispatch باشد تا در صورت نياز، اين نيروگاهها نسبت به کنترل فرکانس و ولتاژ در مقادير مجاز اقدام کنند. بعلاوه اين نوع کنترل اثری در تنظيم پروفيل ولتاز شبکه ندارد. ليکن با افزايش سهم مولدهای انرژی نو، بايد سيستمهای کنترل آنها قابليت Grid Support پيدا کند و مجهز به کنترل Droop قابل تنظيم توسط کنترل ثانويه يا همان اپراتور شبکه توزيع شود. به طور کلی کنترل مبدلهای مولدهای انرژی نو به 4 دسته زير تقسيم شده است که کنترل Grid Feeding خالص از نوع جريانی و Grid Forming خالص از نوع ولتاژی است.
1- Grid Feeding
2- Grid Support Grid Feeding
3-Grid Forming
4-Grid Support Grid Forming
طراحی و برنامه ريزی کنترلهای Grid Support برای نيروگاههای بزرگ مقياس می تواند کنترل پذيری شبکه را بهبود داده و از بروز مشکلات بعدی در کنترل ولتاژ و فرکانس جلوگيری نمايد. به خصوص تدوين آيين نامه های الزام آور برای ساختمانها در زمينه نصب سيستمهای خورشيدی، بايد در راستای يک استراتژی مناسب و پيش بينی شده باشد . درست است که استفاده از انرژيهای تجديد پذير منافع زيادی دارد، ولی استفاده گسترده از آنها نبايد ساده انگارانه و بدون انجام مطالعات مورد نياز بر روی ولتاژ و فرکانس شبکه باشد (اين ساده انگاری در صحبتهای مقامات عالی رتبه وزارت نيرو مشهود است).